شادباش بخند – ‏یکی از همکلاسی هام رو دعوت کردم خوابگاهپیژامه م رو اوردم و تعارف کردم که بپوشههمین که پاشو کرد تو از دستش در رفت گوزیدخواستم خجالت نکشه گفتم ناراحت نباش داداش گوز منه یادم رفت هیستوری پیژامه رو پاک کنمانقدر خندید بازم گوزیدگفت داداش کلا تنظیمات کارخانه […]

دسته بندی لطیفه ها